تبليغاتX
اين قفس از آسمان آبي تر است

...ومن اينجا تنها
برف و باران بر من
ترس طوفان درمن
سايبان قدم هرچه پرستو:بی تاب
آشنای نگه هرچه ستاره،مهتاب
زخم تلخ از هر باد
روی دست وسرمن
هرکبوتر،عاشق،
آشنا با پرمن
گامهايم ؟
سبد عاشقی بذر و زمین
دستهایم ؟
دستهایم تنها
جادّه ی سرد عبور از جالیز
ترس یک دشمن زرد
روی نقاشی دلها: پاییز
وتو  اینجا؟
...
آزاد
از سراسیمگی هرچه ((مترسک ))
در باد
وتو اینجا آزاد
از سراسیمگی هرچه ((مترسک))
در باد
۲۹/۱۰/۸۷یکشنبه
۱۰صبح

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:3 توسط فرشته مه نگار |

به بودن تو ،هرگناه تورا ،اشتباه تورا ،دل نديد وگذشت

تورفتي و دل ،در نبودن تو، دوربودن تو، خط كشيد و گذشت

هبوط دلت ،تا... سقوط دلت ،را دگر دل من، تكيه گه نشود

برو كه دگر ،چشم خيس دلم، با غرور تو باز، هم نگه نشود

زشوق تو ...

غرق بستر شب

ستاره ،اي! ...

"حرف آخر " شب

زباورت آن سپيده منم

كز ستاره پر و بي نشانه بميرد

زدوريت آن ترانه منم

كزدهان فتد و كس بهانه نگيرد

زخاك دلم، آه پاك دلم، خيزد وبه سحرگه، تورا فكند

تورا كه كنون ،غرق بود مني، از زلال  دل من، جدا فكند

بازنگري 12/6/87

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:2 توسط فرشته مه نگار |