تبليغاتX
اين قفس از آسمان آبي تر است

هم بغض این ستاره ها

تو آسمون تو بودی

تو ساعت و دقیقه  ُ

تو لحظه مون  تو بودی

افسوس گرفت صدای شب

گلوی خسته مونو

توی سینه ی شقایقا...

لبای بسته مونو

واسه نگاه پنجره

ستاره رو خبر کن

شفیره ی امید من

پروانه رو سفر کن

سکوت کودکانه  مون

شروع تازه ی دل

نگاهِ سردِ آخرین...

حرف جنازه ی دل

یه گرمی دوبارگی

یه خون برای این رگ

انگشت یک غزل نویس

یه جون برای این رگ

واسه نگاه پنجره

ستاره رو خبر کن

شفیره ی امید من

پروانه رو سفر کن

...

۳۱تیر ۸۸

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 15:10 توسط فرشته مه نگار |