هم بغض این ستاره ها
تو آسمون تو بودی
تو ساعت و دقیقه ُ
تو لحظه مون تو بودی
افسوس گرفت صدای شب
گلوی خسته مونو
توی سینه ی شقایقا...
لبای بسته مونو
واسه نگاه پنجره
ستاره رو خبر کن
شفیره ی امید من
پروانه رو سفر کن
سکوت کودکانه مون
شروع تازه ی دل
نگاهِ سردِ آخرین...
حرف جنازه ی دل
یه گرمی دوبارگی
یه خون برای این رگ
انگشت یک غزل نویس
یه جون برای این رگ
واسه نگاه پنجره
ستاره رو خبر کن
شفیره ی امید من
پروانه رو سفر کن
...
۳۱تیر ۸۸