به آبی ترین لحظه ها سوگند
عبور خواهم کرد
از ژرفنای غزلهای دست نخورده ی باران
در چرکنویس خط خورده ی ابرها...
ناودان ،طومار دلتنگی های منست
که به بارانی ترین نگاه من دل خوش است...
به کوچه نشینی خو کرده ام
که رهگذران ،چراغ در دست
به سوسوی شبانه دل خوشند...
و...
سکوت بود وسکوت بود وسکوت
پرهیاهوترین واژه در بستر آتشین انتظار