تبليغاتX
اين قفس از آسمان آبي تر است - به موازات نبض تو
تمام اشکهايی را که برای تو نوشتم
مچاله کردم و
به بایگانی نگاهم سپردم
چشم هایم را می بندم
نفسی عمیق
به عمق نگاههای تو
...در آغوش خاطره ها!!!
در چاله های روحم ...
فرو می روم
در خلاءسياهی
لبريز از بی وزنی
...
تو بودی و
من تورا نديدم
برای تو می سرودم
به ديگری تقديم می کردم
توبرديوار روحم تکيه زدی
و من تورا نمی ديدم
حالا همه ی شعرهايم را پس می گيرم
همه تقدیم به تو
اما بازگرد
هنوز هم به اعتماد ردپايت
زمين می خورم
برمی خيزم
اما دوباره ،درچاله های روحم
فرو می روم
سايه های ناشناس می دانند
بعد از رفتنت
لبهای من
هيچ بوسه ی آتشينی را سلام نداد
وقلب من
هيچ
آغوش گشوده ای را پاسخ نشد
بيا ...ازنو، بياغاز
هنوزهم به موازات نبض تو
روی ريل های روحم راه می روم
آرام و با احتياط
مبادا قلبم از لبه ی عشق تو
فرو بيفتد...
هنوز هم ...
۶ عصر پنج شنبه ۹/۳/۸۷
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:57 توسط فرشته مه نگار |